قصه ی دلتنگی - تاریخ: 1393/4/7 ساعت: 1:53
پسرک رو به مزار دختر ایستاد، برایش از دلتنگیش گفت، از آغوشی که این روزها خ     یلی هوایش را کرده... از شوخی های دلنشینش، از چشمان مهربانش، از حرف های نگفته اش، از یک دنیا بغضش... برایش کادو گرفته بود آمده بود تا لبخندش را ببیند! هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود... پسر: برات… کادو… برات یه دسته ...
خدایا با من بمان - تاریخ: 1393/4/7 ساعت: 1:49
میخواهم از کسی بنویسم که حسابی دلم هوایش را کرده، از کسی که زندگی بدون او یعنی تباهی و پوچی... از خدایی که فراموشیش کار هر روزمان شده، خدایی که با تمام نشانه های زیبای وجودیش خیلی غریبانه در دل ها نشسته است. آنقدر غریب که انسان ها خود را قادر به انجام هر کاری میدانند بی آنکه ذره ای به این فکر کنند، ...
داستان زن و شوهر پیر - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 21:40
  زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را...
روزی که عاشق شوم - تاریخ: 1393/4/7 ساعت: 2:06
اگر روزی بیاید که عاشق شوم، روزی که این دل شکافته شود، آنچنان عاشقانه خواهم نوشت که نوشته هایم آوازه این شهر شود...! آنچنان می نگارمش که با تک تک کلماتم دل ربایی کنم...! غزلی خواهم سرود از جنس نگاهش، شعری خواهم گفت از ناز چشمانش... مست می کنم ، دل می برم ، جان می کنم از هر کس که بخواهد به عاشقانه ها...
وقتی دلت بگیرد - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 21:27
  وقتی دلت بگیرد، دیگر فرقی نمی کند کجا باشی! دلت می خواهد که فقط بباری... اما گاهی به بهانه غرور به دنبال جایی هستی که هیچکس نباشد ! زیر باران، قدم زدن در یک خیابان بی انتها و یا تنها راندن در یک مسیر مشخص با گوش دادن به یک ترانه پر از غم و یا حکایت بالش خیس در پی جاری شدن اشک های شبانه... و حتی گا...
پسرک شیطون و خدا - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 21:22
کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه می‌خوام... بابی پسر خیلی شری بود و همیشه اذیت می کرد... مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو واسه تولدت بگیریم؟ بابی گفت: آره. مامانش بهش گفت: برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده. نامه...
شک بی جا - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 21:18
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل یک دزد که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند. آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لبا...
حلال مشکلات - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 21:11
  یک روز، آخرای ساعت کاری بانک، پسر بچه ای با یک قبض در دست نزد تحویل دار بانک رفت و گفت: لطفا این قبضو پرداخت کن. تحویل دار گفت: پسر جان وقتش گذشته و سایت هارو بستیم، فردا صبح بیار انجام میدم. پسر بچه گفت میدونی من پسر کیم؟! بابام هم بیاد همینو میگی؟! تحویل دار گفت پسر هر کیم که باشی ساعت کاری بانک...
آرامش یعنی ... - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 21:06
  آرامش یعنی، ایستادن در جاده ی منتهی به دشت های سر سبز بهاری و نگریستن به غروب دل انگیز خورشید به ضمیمه یک فنجان چای و یک موسیقی دلنشین و نوازش دلبرانه نسیم که آرام بر گونه هایت بوسه می زند.  
از من عبور نکن! - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 20:57
  ابروهای همچو کمانت، تیر عشق را چنان بر دلم فرو برده که با هیچ مرهمی جای این زخم مداوا نمی شود. قانون جاذبه را بهم ریخته ای با چشمانت  و چه ظالمانه می دزدی نگاهت را از دلی که قوّت نفس هایش به دیدگان تو گره خورده. لبخندت همچو خورشید و لبانت چون ناب ترین شهد، دل می برد از هر کسی...! عاشقان و دلباختگا...
برادرای شیطون - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 20:50
یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود... دیگه هر جا که خرابکاری می شده همه می دونستن زیر سر این دوتاست... خلاصه ی کار، پدر و مادر این دو نفر صبرشون تموم میشه و کشیش محل رو میارن و میگن: " خواهش می کنیم این بچه های ما رو نصیحت کنید؛ پدر همه رو ...
ماه رمضان - تاریخ: 1393/4/6 ساعت: 20:09
به غضنفرميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه و نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریک عرض میکنم . خدا سعادت درک این ماه رو به ما بده تا انشالله بتونیم از برکات این ماه ذخیره خیری برای آخرت خود کسب کنیم – شما هم منو...
یکی هم رد نمیشه یه متلکی چیزی بندازیم - تاریخ: 1393/3/31 ساعت: 4:14
نصیحت .... - تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 21:29
دوستان خوبم همیشه از خوبی های ادم ها برای خودتان دیواری بسازید پس هروقت درحقتان بدی کردند فقط اجری از دیوار بردارید بی انصافی است اگر دیوار را خراب کنید
هیــس ! مراقـب باشیـد اینـجا همه خوابـند ... - تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 4:47
عکسهای هنـری از یه کوچـولوی دوست داشتنی - تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 21:10
عکس های جدید انریکه و همسرش انا کورنیکوا - تاریخ: 1393/3/28 ساعت: 21:10
معرفی وبلاگ های دیگرم - تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 18:26
http://sohrab1.roomfa.com/   به این وبلاگم مراجعه کنیدپشیمون نمیشید http://sohrab1.niloblog.com/   حتما سر بزنید
عکس هایی از سلنا - تاریخ: 1393/3/28 ساعت: 18:25
           
عکس جاستین - تاریخ: 1393/3/28 ساعت: 18:58

برچسب‌های مرتبط

عروسک، کودک، پسر بچه، گل رز، گل رز سفید، مطالب زیبا، | کاپشن، سرما، زمستان، نیازمند، دخترک تنها، اشک، مطالب زیبا، | زندگی، پاکی، زیبایی، کودک، جوان، زوج مسن، مطالب زیبا، | بخشندگی خدا، جهنم، امید به بخشش، بزرگی خداوند، فرشتگان، شخصی را به جهنم می بردند، داستان، | پدر، یک دست صدا ندارد، حامی، پشتیبان، سنگ بزرگ، داستان، | مردفقیر، آدم نیکوکار، سرمای زمستان، انتظار، برادر، بزرگترین هدیه، داستان، مطالب زیباو غمگین، | سیرک، شبی که به سیرک نرفتیم، خانواده فقیر، پدر خانواده، لبخند، لباس کهنه، صف بلیط، | مهرداد، حبیبی، استادمان می گفت، دلتنگی، درد، روزها، | چشمان، توان دیدن، رفتن، چشمانم را بردی، آسمان چشمانم بارانیست، مهرداد حبیبی، | رابرت داینس زو، داستان زیبا، داستان آموزنده، گلف، قهرمان مشهور، آرژانتین، جایزه، پول، خدا، زن،